|
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
Subject: آرشيو Date: December 2004
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
من نمیفهمم چرا زن میگیرند ولی شوهر میکنند.
نگاهش میکنم و میگویم: - اصلا بیا پیش من زندگی کن، باشه؟ تعجب میکند که با ناز، دلیلش را میپرسد که از عشق بشنود که جوابم را میشنود: - صبحها کمکم کنی عینکم رو پیدا کنی.
مگه من امامزادهام که هر وقت هوس میکنی بیای من رو ببینی؟
به یاد بچگی که nibbles بازی میکرد، حالا nipple باز قهاری است.
این Online Pokerی که spam comment میفرستاد و بلاک شد، نوشتههاش درست مثل پستهای خودم بود.
اولی فکری میکند و میگوید: - این متخصصهای ژنتیک باید یه کاری کنن تخمهای تو دونههای انارها کوچیکتر شه. دومی IQ میزند و میگوید: - اون دیگه میشه خودِ ممه.
چطور میشه فهمید یک SMS فقط برای تو فرستاده شده یا Send to All شده؟
شنیدهام شبهای یلدا فاحشهها گرانترند.
- Is this your first time? - No, I have done it several times in my mind before.
- برو یه خورده لباس بپوش. حالا من هیچی، خودت سرما میخوری.
نوشتن همچین پستی، حتا اگه سالی یک بار هم اتفاق بیفته IQ سرشار آدم رو نشون میده، چه برسه به اینکه مرتب از اینا داشته باشی. «من اگر دوست دختر داشتم دو دستي ميچسبيدمش تا فرار نکند و فکر ميکردم که چطور شد که او دوست دختر من شد و نه دوست دختر دوست من و بعد ميفهميدم که چقدر همه چيز کم عمق است و دوست دخترم را محکم تر ميچسبيدم طوري که خيالات برش دارد و پريود بودنش را به رخم بکشد يا نجابتش را»
خوشحالم که از عده معدود commentگذارهای بلاگم، عده قلیلتری هستن که هم من رو میشناسن و هم میدونن ویرجین یعنی چی.
حوا را يك «چرا» واداشت به چيدن سيب، آدم را برق نگاه حوا به خوردن سيب.
حس نودامادی را دارم که اولین صبحی است که از کنار عروسش بلند میشود. ... حداقل به همان اندازه دیر از خواب بیدار شدم!
تولد این آقامون و template جدید این گوله استعداد، با هم مبارک.
7.5 لنگه جوراب شستم. و هنوز حتا یک جفت جوراب تمیز ندارم.
این «من دوسِت دارم هنوز»ی که میگه، اون «هنوز»ش رو اعصابمه.
دخترا دو نوعند، اونایی که موقع درس خوندن وقتی میخوای خودکار رو از دستشون بگیری، دستشون رو زیر دستت جا میذارن، و اونایی که دستشون رو از زیر دستت کنار میکشن. دخترا دو نوعند، اونایی که میخوان باهات دوست بشن، و اونایی که نسبت بهت هیچ حسی ندارن.
Testimonialهای Orkut اکیدا منو نسبت به دنیا خوشبین کرده. دخترا همه خوشگل و مهربون و دوست داشتنی، پسرها همه خوشتیپ و باهوش و باحال.
بدی قضیه اینه که دخترای مغرور عموما جذاب ترن.
حالا خودش به کنار، خواهرش نون زیر کباب توپی بود!
این کشف جدید منه (جز نوشتهها و علایق سیاسیش). تمام آرشیوش رو دیشب خوندم. این شعر این پایین رو هم از اون برداشتم.
من گمان مي كردم دوستي همچون سروي سر سبز، چار فصلش همه آراستگي ست. من چه مي دانستم، هيبت باد زمستاني هست. من چه مي دانستم سبزه مي پژمرد از بي آبي، سبزه يخ ي زند از سردي دي. من چه مي دانستم، دل هر كس دل نيست قلب ها، بي خبر از عاطفه اند - حمید مصدق
- لپهات رو خیلی دوست داشتم. - لپ نه، گونه. - نمیدونم، هر چی. من که به عنوان لپهات میبوسیدمشون.
|
![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||