|
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||||||||
|
Subject: آرشيو Date: October 2005
|
|||||||||||||||||||||||||
|
دارم سعی میکنم یادم بیاد «شربت سینه» مواد تشکیلدهندهاش چی بود.
Re به اون Big Deal، یکی رو پیدا کردم که رو تیشرتش نوشته Fast Food.
ترجیح میدم به جای اینکه بات دهن به دهن بشم، لب به لب بشم.
کسایی که به عدل خدا و روح، هر دو، اعتقاد دارن بیان جلو.
به فرهنگ ایرانیام افتخار میکنم. اونجاش که به تنفر از عربها مربوط میشه.
از هفتهی پیش تا الان اطلاعاتم راجع به پروژهام دگرگون شده. مثلا اینکه فهمیدم کدی که هفته پیش تحویل دادم، خروجی چرند میداد.
ایرانم را دوست دارم. به من تحمل کردنِ (و نه راضی بودن از) کمترینها را یاد داد. ... بگذریم که بیشترینم ایران است.
امصیتُ غیر SVM_ ً و اصبحت SVM_ ً
«من تو را دوست دارم، تو دیگری را، و دیگری مرا» یک جای این بوی انحراف جنسی میده.
داداش من، کپیتال British Columbia برای اطلاع، Vancouver نیست، Victoriaست. کپیتال Alberta برای اطلاع، Calgary نیست، Edmontonه. کپیتال Saskatchewan برای اطلاع، Saskatoon نیست، Reginaست. کپیتال Manisnowba هم که Winterpegه. کپیتال Ontario برای اطلاع، Ottawa نیست، Torontoست. کپیتال Quebec برای اطلاع، Montreal نیست، Quebec Cityست. کپیتال Canada برای اطلاع، Toronto نیست، Ottawaست.
فهمیدم این کاناداییها چرا اینقدر Listeningشون خوبه. همهاش دارن آهنگ خارجی گوش میدن.
|
![]() |
||||||||||||||||||||||||