Alee's Weblog: وبلاگ علی مهریزی
یعنی عاشق، و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد. دچار
Subject: آرشيو   Date: April 2007
hotty in the party
(ترجمه‌ی آزاد)

یه موقعیت خیالی رو، اگه حال‌ش رو دارین، فرض کنین. فرض کنین یه خوره‌ی کامپیوتر داره با یه دختر خوشگل حرف می‌زنه (خوب از همین‌جاش هم معلومه که ماجرا واقعا هم خیالی‌ه). و خوب دیگه حرف‌هاش در مورد چیزهای دم دستی مثل هوا و موسیقی تموم شده. حالا می‌رن سراغ اینکه چکار می‌کنند و اینا. دختره می‌گه که طول هفته یه جا که از حیوون‌های زخمی مراقبت می‌کنن کار می‌کنه و آخر هفته‌ها تو اون بار خفنه می‌رقصه. نوبت به پسره که می‌رسه می‌گه که به فلان زبان برنامه‌نویسی برای یه شرکت کار می‌کنه. حالا قضیه اینه که صرف همین که اسم کامپیوتر رو بیاری کافیه برای اینکه دختره بپره. ولی بسته به اینکه به جای «فلان» دقیقا چه زبان برنامه‌نویسی‌ای رو بگی دختره ممکنه دیرتر یا زودتر بی‌خیال‌ت شه و شاید شانس داشته باشی که دوباره مخ‌ش رو بزنی. حالا من برای اون خوره‌هایی که این مطلب رو می‌خونن با ۵۰۰ تا مدل در مورد زبان‌های مختلف صحبت کردم و این هم نتایج حرف‌هایی‌ه که زدیم.

PHP (پ.هـ.پ.): اگه دختره جدی باشه، می‌پرسه که PHP یعنی چی و توضیح می‌دین که پ.هـ.پ. یک «مخفف بازگشتی»ه: «پ.هـ.پ.: هایپرمتن پیش‌پرداز». ولی خوب همچین که لغت «بازگشتی» رو استفاده کنین باید خودتون محترمانه از مهمونی برین.

Ruby (یاقوت): این رو که بگین، دختره خنده‌اش می‌گیره که تمام روزتون صرف کار کردن با چیزی می‌شه که اسم‌ش اسم دخترونه است. حالا بدی قضیه اینه که یادش می آد دوست پسر مکانیک‌ش با چیزهایی که اسم مردونه دارن، مثل ابزار مهدی و بوش و این‌ها کار می‌کنه.

Python (اژدها): خوب دختره حق داره دل‌ش براتون بسوزه وقتی اسم زبان برنامه‌نویسی مورد علاقه‌تون «اژدها» است. در واقع پیش خودش اینطوری فکر می‌کنه که شما عمدا لغت «اژدها» (که اون رو به یاد قضیب می‌ندازه) استفاده کردین که «هندی» بودن‌تون رو جبران کرده باشین. درست مثل وقتی که یه مردی که دیگه پا به سن گذاشته از این ماشین خوشگل‌ها سوار می‌شه که سرد مزاج شدن‌ش تو ذوق نزنه.

C++: حرف‌ش رو هم نزن. دیگه این خیلی ضایع است. حتا نمی‌تونین اسم زبان مورد علاقه‌تون رو بدون استفاده از عملگرهای زبان بیارین. هنوز سی-پلاس-پلاس از دهن‌تون درنیومده دختره بهونه می‌آره که سردرد داره و می‌خواد بره خونه.

Fortran: خیلی ثقیل‌ه. دختره گیج می‌شه و می‌گه «نبرد گودزیلا و فرترن» فیلم مورد علاقه‌ی داداش کوچولوش‌ه. حرف‌تون ادامه پیدا می‌کنه و می‌رسه به فیلم جدید مسعود ده نمکی که دختره می‌خواد بره ببینه. ایول، خطر از سرتون گذشت. کم کم جرات‌ش رو پیدا می‌کنین که به‌ش بگین بیا با هم شب‌ها بشینیم «ترش و شیرین» رو نگاه کنیم. دختره می‌بینه که ای بابا، عجب خوره‌ی باحالی‌ هستین و از آن پس شاد و خرم با هم زندگی می‌کنید.

با وجودی که خیلی بعیده یه دختر این رو بخونه، ولی خوب ممکنه آخر الزمان شده باشه و دختری این رو بخونه و با خودش فکر کنه تو حالت عکس‌ش که دختره خوره‌ی کامپیوتر باشه چه اتفاقی می‌افته. راست‌ش رو بخواین، وقتی یه پسر از یه دختر می‌پرسه که چکار می‌کنه، اصلا گوش نمی‌ده که دختره چی می‌گه. به جاش داره فکر می‌کنه که این دختره لخت‌ش عجب قشنگه.

متن زبون اصلی

doubtful nature
"There are a number of mechanical devices which increase sexual arousal, particularly in women. Chief among these is the Mercedes-Benz 380SL convertible."
- P.J. O'Rourke


nightly mumblings
می‌شه دندون کسی رو گاز گرفت؟