|
![]() |
![]() |
|||||
|
Subject: آرشيو Date: May 2007
|
|||||||
|
لغت جدید*: «تحملگر»؛ صفت، (ادبیات نامناسب)؛ کاربرد در جملهی: آره بابا، اون دختر خوشگلهی دانشگاه رو یادته؟ من باهاش بودم یه مدت. خیلی تحملگر بود.
* عطف به این شعر (منتشر شده در ایرانِ بعد انقلاب): تن گل از تو و گل چیدن از من لب لعل از تو و بوسیدن از من دو پستونت بده بر دست عاشق تحمل از تو و مالیدن از من!
کاملا به حیوانها حق میدم که فصل بهار رو برای جفتگیری انتخاب کردهاند.
|
![]() |
||||||