|
![]() |
![]() |
|||||||||||||||
|
Subject: آرشيو Date: July 2007
|
|||||||||||||||||
|
دارم فکر میکنم کاش میشد اسلاید آخر ارائهای که برای دفاع آماده کردم این رو بذارم:
A great man is hard on himself; a small man is hard on others. - Confucius, Chinese philosopher, 551-479 BC
- حافظهام به شدت افتضاح شده. : آره، همینه دیگه من رو یادت رفته. - یه سری چیزها تو قلب آدمن، نه حافظهاش.
آخ دلم تنگه، برای اون سرکن قرمزم که تو جامیز مدرسه جا موند؛ برای اون نارنجکهای خوشمزه که تو اشکاف قایم میکردیم و کخ میافتاد؛ برای چغکهای سر میلان که یاد نداشتم با پلخمون بزنمشون؛ برای اون کلپاسههای چمبهای که از دیوار سیمانیهای دلنگون میشدن؛ برای توشلهبازی با بچههای تو کوچه که همهاش جز میزدن توش؛ برای اون شرشرههایی که ۲۲ بهمن از سقف ورچپه آویزون میکردیم؛ برای باز کردن سر نوشابه که همهاش پیشنیگ میشد و دست و پام رو الفش میکرد؛ برای اون ناسوس دوچرخهی کورسیم؛ برای اون پاترومی که بیاجازه برداشته بودم؛ برای گلکاری سر میلانمون که پسرهای مکش مرگ ما اونجا جمع میشدن؛ برای کاغذباد بازی کردنهامون تو کوهسنگی؛ برای اردهبازی که بعدش میرفتیم جای دچارشون اخکوک میخوردیم و پوده میکردیم؛ برای شله خوردنهای چهل و هشتم؛ و برای وسطنا بازی کردنهامون با داییم و خالهم.
آنکه او به غمت دل بندد چون من کیست ناز تو بیش از این بهر چیست
: معلوم نیست این همه مدت هزار و یک کار کردی. - هزار کار. دقیقا اون یک کارش رو نکردم.
«من امروز خیلی خوشحالم. بعد دو هفته خانومم از زیارت مشهد مقدس داره برمیگرده. اونقدر خوشحالم که تو پوست خودم دارم میگنجم.» - تماس مردمی، رادیو جوان، ساعت ۸:۲۰ روز ۲۳ تیر ۱۳۸۶.
من این رو دوست دارم، حتا با وجود لهجهی بریتیش گویندههاش.
(لینک پخش زندهی آنلاین)
|
![]() |
||||||||||||||||