Alee's Weblog: وبلاگ علی مهریزی
یعنی عاشق، و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد. دچار
Subject: آرشيو   Date: October 2009
Queue
یکی از بزرگ‌ترین سوال‌های ذهن من در سال‌های ابتدایی دبستان این بود که این چیزی که ناظم سر صف می‌گه و صدای «اجْلو نزام» می‌ده، «از جلو نظام»ه یا «عجلوا بالنظام»ی که «بـ»ـش در اثر تکرار حذف شده.

Childhood Wishes---Glass Marbles
آرزوهای بچگی من در داشتن توشله (تیله، برای دوستان غیر مشهدی)، چوب پنبه و اسفنج خلاصه می‌شد. عجیب بود که هیچ جا هم نمی‌شد این‌ها رو به راحتی پیدا کرد.

بالاخره من به یکی از این سه تا آرزو رسیدم. یه ذره دیر و دور از زمان و مکان بچگی، اما این آخر هفته اینجا یه بسته‌ی ۱۰۰ نایی توشله خریدم که الان گذاشتم رو میزم.

tooshle


Good Dad
: اوه. چقدر شبیه باباتی.
- خوب،‌ خدا رو شکر.

To-list list
I'm getting addicted to to-do lists. This morning I had "update to-do list" as an item on my to-do list.


Rings a bell?
- سلام. خمیر دندون دارین؟
: بله.
- یه کاندوم پس بی‌زحمت لطف کنین.

Piss Up
جیش توتو توتو برو بالا / کار دارم حالا.

Comments On
بالاخره بخش نظرات رو درست کردم!

Egg
I hate ..