|
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||
|
Subject: آرشيو Date: February 2010
|
|||||||||||||||||||
|
اوایل ازدواج زود به زود جای خالی زنش را حس میکرد. این اواخر اما، به حس کردن جای خالی زنش شب جمعه به شب جمعه هم راضی بود.
میدان آرژانتین، انتهای خیابان الوند، شبکه دو، گروه کودک و نوجوان.
خدا معمار نیست اما راه فاضلاب و شهر بازی رو خوب کنار هم میندازه.
fuckute /fʌkjuːt/ vi. [Modern English, slang] (2010) to travel back and forth regularly (e.g., between two neighbor cities) to have sexual intercourse with some specific person, usually a girlfriend or boyfriend.
یا علی گفتیم و سکس آغاز شد.
«حمومتون چقدر بوی خوب میده. درست مثل حمومهای فیلمها.»
تصور کن. قبل از «کشف/اختراع» پدیدههای الکتریکی، احساس برقگرفتگی هم وجود نداشته. در واقع تجربهی احساس برقگرفتگی رو (مستقل از خوشایند بودنش) مدیون تکنولوژی هستیم.
نتیجهی منطقی این حرف اینه که ممکنه احساسهای دیگهای هم وجود داشته باشند که بدن انسان میتونه درکشون کنه اما هنوز فرصتش رو نداشته.
It's ironic that even though girls are hard to understand, they are very easy to describe---as long as you can count to 30-something and know the first few letters of the alphabet.
(Exceptions do apply.)
|
![]() |
||||||||||||||||||