Alee's Weblog: وبلاگ علی مهریزی
یعنی عاشق، و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد. دچار
Subject: آرشيو   Date: February 2010
a hole out of the whole
اوایل ازدواج زود به زود جای خالی زن‌ش را حس می‌کرد.

این اواخر اما، به حس کردن جای خالی زن‌ش شب جمعه به شب جمعه هم راضی بود.

nostalgia
میدان آرژانتین، انتهای خیابان الوند، شبکه دو، گروه کودک و نوجوان.

God is no carpenter
خدا معمار نیست اما راه فاضلاب و شهر بازی رو خوب کنار هم می‌ندازه.

Coining a word everyday
fuckute /fʌkjuːt/ vi. [Modern English, slang] (2010) to travel back and forth regularly (e.g., between two neighbor cities) to have sexual intercourse with some specific person, usually a girlfriend or boyfriend.


the lost art of the handjob
یا علی گفتیم و سکس آغاز شد.

Binary Geek
: تا ده بشمار.
- ۰، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹.

Cute Little Moron
«حموم‌تون چقدر بوی خوب می‌ده. درست مثل حموم‌های فیلم‌ها.»

Valentine came
ایام ولنتاین‌تان به «کام».

Electrical Major
تصور کن. قبل از «کشف/اختراع» پدیده‌‌های الکتریکی، احساس برق‌گرفتگی هم وجود نداشته. در واقع تجربه‌ی احساس برق‌گرفتگی رو (مستقل از خوشایند بودنش) مدیون تکنولوژی هستیم.

نتیجه‌ی منطقی این حرف این‌ه که ممکن‌ه احساس‌های دیگه‌ای هم وجود داشته باشند که بدن انسان می‌تونه درک‌شون کنه اما هنوز فرصت‌ش رو نداشته.

The Two Most Important Things
It's ironic that even though girls are hard to understand, they are very easy to describe---as long as you can count to 30-something and know the first few letters of the alphabet.

(Exceptions do apply.)